تبلیغات +یک درسی داریم به نامSocial Pharmacy .درس که نیست به صورت ورک شاپ برگزار می شود و هدف اشنایی دانشجویان( که ملیت های مختلفی هم دارند) با جامعه چند ملیتی بریتانیا. این که مثلا با انهایی که زبان بلد نیستند چه طور ارتباط بر قرار کنیم، با فرهنگ های مختلف، دیدگاه های دینی و معتادان و الکلی ها و تینیجر ها و ....
به هر حال بریتانیا پر مهاجر اقوام و نژاد و فرهنگ و زبان های مختلفی را در خودش جا داده و ان قدر خارجی می بینی که دیگر باید به عنوان یک health professional با خصوصیات فرهنگی شان به نسبت اشنا باشی.دکتر ر. یک مثال جالبی که دوشنبه گفت این بود که توصیه های غذایی که به یک مرد دیابتی اسیایی و یهودی می خواهید بکنید را هنگامی انجام دهید که همسرشان هم حضور داشته باشد چون اکثرا طبق فرهنگشان زنانشان اشپزی میکنند . پس شما هر چه قدر هم به این دست مردان بگویید که تو فلان غذا فلان چیزش را کم و زیاد کنید خیلی تاثیر ندارد باید به cooking partner شان گفت.
و یا برخی مسلمانان مصرف داروی حاوی ژلاتین و یا الکل را در هیچ حالت مجاز نمی دانند.پس شما وقتی زن محجبه ای را می بینید و یا احتمال می دهید که طرف(چه زن و چه مردش) مسلمان باشد , اول توضیح های رایج در مورد داروی تجویز شده اش را بدهید و بعد حتما بهش بگویید که دارو اش الکل دارد و یا ژلاتین تا حق انتخاب را ازش نگرفته باشید و اگر امتناع کرد برایش جایگزینی پیدا کنید و یا این که با دکترش مساله را در میان بگذارید تا راه بهتری را پیدا کنید.
و یا مسایلی در مورد بارداری های ناخواسته دختران تینیجر و یا زیر 16 سال و این که به عنوان داروساز ایا قرص را می دهید و یا می خواهید حتما با خانواده اش در میان بگذارد و ....
خلاصه از این دست مسایل.
+امسال حاج محمود کریمی برای دهه دوم امده این جا و شب ها می رویم مراسمش. خلاصه یاد ایران می افتیم بیشتر تر.
شب عاشوراست....این جا مرکز اسلامی است.و مملو از شیعیانی که برای عزاداری اباعبدالله حسین ع امده اند. نقطه سر خط.
خیلی شلوغ است. این دو شب را خیلی ها می ایند. اصلا در سالن جا نیست. توی صف ایستاده اید و چشمت دنبال جا میگردد. پیدا نمی شود. غر زدن ها شروع می شود:
"این افعانی ها چرا نمی روند مجالس خودشان؟چرا امده اند مجلس ما"
" نه بابا این عرب ها برنامه شون ساعت 8 تموم شد ولی خیلی هاشون نرفتن. همون جا نشستن ..تازه غذای مجانی هم گیرشون میاد.کجا از این جا بهتر."
"سالن بالا هم برای انگلیسی زبان هاست. وااا خب این شبا که شلوغه دیگه برنامه انگلیسی نذارن. جا باشه برامون "
و از این دست حرف ها....که نوشتنشان هم درست نیست...
این جاست که سوالی به ذهنت می رسد که ایا واقعا می دانیم برای چه امده ایم عزاداری؟ می دانیم قیام کربلا چی بوده اصلا؟؟
ناراحت می شوم وقتی به خودمان (ایرانی ها) اجازه می دهیم این طور خواهران شیعی مان را در جایی به نام مرکز اسلامی! و ان هم در چنین شب هایی این طور زیر سوال می بریم و بی احترامی و بی حرمتی می کنیم. چه برتری داریم بر خواهران افغان و عرب زبان؟
چه طور اجازه می دهیم خودمان را برتر ببینیم؟
خجالت نمیکشیم؟
ما از کربلا و عاشورا اصلا چه میدانیم؟
مگر مجلس امام حسین ع نیست؟؟پس چرا مجلس خودمان میدانیمش؟و ....
و راه پیمایی روز عاشورای لندن...جمعیت زیادی می ایند. این همه شیعه..صدای یا حسین ع و یا ابالفضل می شنوی..در بهترین جاهای شهر...
بلندگو را می داهند دست مداح افغانی ها.... مداح افغانی شروع به خواندن می کند و گروهی از ایرانیان یاد نذیر/نظیر شنبه چارخونه می افتند و مدام "چکار می کنی" اش را تکرار می کنند. به لهجه افغانی می خندند!!
راستی در همین ساعات در 10 محرم سال 61 هجری چه اتفاقی افتاد؟؟
حالا هی از ایرانی بودن خودمان تعریف کنیم....وقتی در عمل کم می اوریم چه ارزشی دارد تمام ان فرهنگ چند هزار ساله مان؟هر چه بوده الان چیز دیگری هستیم.
ایرانیان داخل اگر ندانند , این ایرانی های این جا خوب می دانند که برای یک خارجی , فرقی بین ایرانی و عراقی و پکستانی و افغانی و ..نیست.برای ان ها تو یک مسلمانی.
act like one!
اگر در ایران مسخره کردن افغانی ها چیز خاصی نیست, چون لابد درد غریبی و غربت را نکشیده اند. ایرانی در ایران نمی فهمد که درد غربت چیست....اما این ایرانی های این جا دیگر چرا؟؟
×این کلیپ 8 دقیقه ای است.از یوتیوب پیدا کردم. مال من نیست.