تبلیغات
EsoteriC - پست های جزیره ملکه

EsoteriC

یکشنبه 14 بهمن 1386

قبلا گفته بودم که در اکثر دانشگاه های بریتانیا دانشجویان مسلملن انجمنی دارند به نام انجمن اسلامی.( دانشجویان شیعی هم انجمنی به نام انجمن اهل بیت دارند) .
انجمن اسلامی دست بچه های سنی است.فعالیت های زیادی هم دارند و برنامه های مختلفی طول سال برگزار می کنند. جمعه برنامه ای در دانشگاهمان بود که در ان از امام محمد مارتین -در حال حاضر تنها امام سفید پوست بریتانیا- دعوت کرده بودند تا داستان مسلمان شدنش را شرح دهد.
برنامه نسبتا جالبی بود. تعداد زیادی هم شرکت کرده بودند هم مسلمان و هم غیرمسلمان.

در جوانی دوره ای بوده که به علوم دینی مسیحیت علاقه پیدا میکند. ولی در حد همین علاقه . زندگی اش را میکند. تا این که برای یک کار تحقیقاتی به عربستان می رود. تحقیقات روی لاشخوارها!! در کوه های در مرز عربستان و یمن.

وقتی به عربستان می رفته از مسلمانان چیزی نمی دانسته و خیلی هم برایش اهمیت نداشته. صرفا یک موقعیت کاری برایش پیش امده بود و ذهنش به همین مشغول بود و البته دست رسی نداشتن به مشروب برای مدت یک ماه!
در عربستان با یک استاد سعودی (مربوط به همان رشته تحقیقاتی اش) هم در ارتباط بوده و او هم هز از گاهی در بین صحبت ها از قران و ایه های قران در مورد طبعیت و شباهت های قران و انجیل در مورد مسایل طبیعت سخن می گفته . هر چند به گفته خودش خیلی به این حرف ها اهمیتی نمیداده. 

بالای کوه در ارتفاع 8000 فیت(فکر کنم تقریبا 2400 متر) کار میکرده. و از همین جا شروع می شود. صدای اذان....
میگفت وقتی اذان میگفتند صدای اذان اکو می شد و این صدا در کوه می پیچید و .....
عاشق شنیدن اذان می شود. خیلی زیاد. (گویا اقوامی در ارتفاعات پایین تر   زندگی میکردند به صورت قبیله ای و مسجدی هم داشتند و صدای اذان از ان جا می امد)
وقتی به شهر بر میگشته ، می گفت صبح ها زودتر از خواب بیدار می شده و منتظر شنیدن صدای اذان می شده . و در طول روز هم همین طور.

و خلاصه سفر کاری مجدد به عربستان و اشنایی با ادم های جدید و صحبت های استادش بالاخره او را مسلمان میکند ولی جرقه اولیه اش از طبیعت و اذان بوده است. (به گفته خودش)

بعد از مسلمان شدنش دوره ای 3 ساله را در دارالعلومی در افریقای جنوبی میگذارند در تعلیم علوم اسلامی و حالا لقب امام را دارد(همان روحانیون سنی ها) .
الان هم تنها امام سفید پوست بریتانیا است( بقیه امام ها اصلیت شان انگلیسی نیست. از مهاجرین هستند)

ریشش را با حنا قرمز کرده و سیبیل هم ندارد( به سبک سنی های افراطی تر) . ازش سوال کردند کدام قسمت اسلام برایش سخت بوده ؟ در جواب گفت کنار گذاشتن الکل و همین را هم البته حالا می فهمد که چه سودی برایش داشته است.

در صحبتش به نکته ای اشاره کرد که برایم جالب بود: که در بریتانیا از هر 10 نفری که مسلمان می شوند ، 7 نفرش زن هستند. رقم بالایی است.و این که این هایی که مسلمان می شوند حجاب کامل را هم انتخاب می کنند.
البته وقتی فکر میکنم می بینم خیلی هم نباید عجیب باشد. وقتی زن در این جامعه احترامی نمی بیند و خیلی راحت به یک کالای تفریحی تبدیل شده ان وقت این زن بیشتر دنبال حقیقت وجودش می گردد .



خلاصه اگر بشود توسط انجمن اهل بیت هم دعوتش کنیم و صحبتی هم با شیعه ها داشته باشد و با دیگر دیدگاه هایش اشنا شویم هم خوب است. ببینیم  چه قدر در مورد شیعه می داند و نظراتش در این زمینه چیست.


پ.ن: تعدادی عکس از راه پیمایی روز عاشورا در لندن

Social Pharmacy

جمعه 5 بهمن 1386

+یک درسی داریم به نامSocial Pharmacy .درس که نیست به صورت ورک شاپ برگزار می شود و هدف اشنایی دانشجویان( که ملیت های مختلفی هم دارند) با جامعه چند ملیتی بریتانیا. این که مثلا  با انهایی که زبان بلد نیستند چه طور ارتباط بر قرار کنیم، با فرهنگ های مختلف، دیدگاه های دینی و معتادان و الکلی ها و تینیجر ها و ....
به هر حال بریتانیا پر مهاجر اقوام و نژاد و فرهنگ و زبان های مختلفی را در خودش جا داده و ان قدر خارجی می بینی که دیگر باید به عنوان یک health professional   با خصوصیات فرهنگی شان به نسبت اشنا باشی.دکتر ر. یک مثال جالبی که دوشنبه  گفت این بود که توصیه های غذایی که به یک مرد دیابتی اسیایی و یهودی می خواهید بکنید را هنگامی انجام دهید که همسرشان هم حضور داشته باشد چون اکثرا طبق فرهنگشان زنانشان اشپزی میکنند . پس شما هر چه قدر هم به این دست مردان بگویید که تو فلان غذا فلان چیزش را کم و زیاد کنید خیلی تاثیر ندارد باید به  cooking partner شان گفت.

و یا برخی مسلمانان مصرف داروی حاوی ژلاتین و یا الکل را در هیچ حالت مجاز نمی دانند.پس شما وقتی زن محجبه ای را می بینید و یا احتمال می دهید که طرف(چه زن و چه مردش)  مسلمان باشد , اول توضیح های رایج در مورد داروی تجویز شده اش را بدهید و بعد  حتما بهش بگویید که دارو اش الکل دارد و یا ژلاتین تا حق انتخاب را ازش نگرفته باشید و اگر امتناع کرد برایش جایگزینی پیدا کنید و یا این که با دکترش مساله را در میان بگذارید تا راه بهتری را پیدا کنید.


و یا مسایلی در مورد بارداری های ناخواسته دختران تینیجر و یا زیر 16 سال و این که به عنوان داروساز ایا قرص را می دهید و یا می خواهید حتما با خانواده اش در میان بگذارد و ....
خلاصه از این دست مسایل.



+امسال حاج محمود کریمی برای دهه دوم امده این جا و شب ها می رویم مراسمش. خلاصه یاد ایران می افتیم بیشتر تر.

شنبه 3 آذر 1386

چندین وقت است که این جا تنها شده ام.و حالا در این تنهایی دارم تجربه کسب می کنم.اعتراف می کنم که حق با انهایی بود که می گفتند برای من یکی این تنهایی لازم است. کمی سختی و مقداری تنهایی لازم بود تا بزرگم کند . دارم قد میکشم. !

در این مورد نمی دانم چی بنویسم. جز اینکه بعضی وقت ها باید انگار چیزهایی ازم گرفته بشود تا قدرش را بدانم.
----

در همان سنی که من به این جا امدم, خواهرم به ایران بازگشت. برمی گردد می گوید : چه جوری ان همه سال اون جا زندگی کردی, نمی دونی این جا چه قدر خوبه و خوش می گذرد.
خوشحالم برایش. خیلی زیاد.

----
دوستم امده بود جهت تبریک اتاق دانشجویی ام.! همراه با این دسته گل. فقط گلدان نداشتیم و اخر کار یه بطری اب دو لیتری کارمان را راه انداخت:)

ادامه مطلب...

موعود

چهارشنبه 16 آبان 1386

چند وقت پیش بود. زنگ ناهار. من , مریم و کریستین. حرف به سمت "موعود" رسید.
مریم سنی است و کریستین مسیحی پروتستانت (نسبتا معتقد به مسیحیت).
من و مریم داشتیم  می گفتیم که حضرت عیسی ع را به عنوان پیامبر قبول داریم. و بعد هم برایش دید اسلام را گفتیم که در اصلا یهودا به صلیب کشیده شد و حضرت عیسی علیه السلام زنده هستند و در اخر الزمان برمی گردند.
کریستین هم هی می گفت: شما ها گویا از ما بیشتر به عیسی ع اعتقاد دارین. و ازاین که می شنوید مسلمان ها منتظر امدن عیسی ع هستیم جا خورده بود. گفت واقعا امدنش را باور دارید؟

در این جا بحث رسید به حضرت "مهدی" عج. من گفتم با مهدی موعود عج می اید. کریستین پرسید پس حضرت "مهدی" عج زنده است؟ من هم گفتم بله و خلاصه ای را بهش گفتم.در مورد غیبت صغری و کبری.
مریم البته در این میان ساکت بود و وقتی حرفم قطع شد گفت که البته در دید سنی ها که اکثریت مسلمان ها را تشکیل می دهند حضرت "مهدی " عج متولد نشده است.
همین که گفت شیعه ها اقلیت هستند , کریستین بحث را کشید به این که شیعه ها اکثرا کجایی هستند ؟ من هم به طور خلاصه برایش توضیح دادم.
و بعد هم مریم بحث را کشید به تفاوت دیدگاهی شیعه و سنی . در اصل رساندش به خلافت ابوبکر  و عمر و عثمان. من هم خلاصه ای خیلی کوتاه از سقیفه گفتم. و گفتم که ما امامت امیر المومنین علی علی السلام را قبول داریم و ان سه خلیفه در هیچ جای تشیع جایی ندارند. بعد هم رسید به ماجرای امامت و برایش سعی کردم به طور ساده چیزهایی را توضیح بدهم. اخر کار هم از بقیع و کربلا و نجف و سامرا و کاظمین و مشهد گفتم.
وقتی شنید که پارسال سفری داشتم به کربلا و نجف , اولین چیزی که هر دوتاشون گفتن این بود:
You'r Crazy!
طبیعتا برای ان ها منطقه جنگی بیش نیست. و رفتن در منطقه جنگی بی مفهوم است.!
........

----
در مورد ادم هایی که تو دانشگاه باهاشون بیشتر هستم:
 سنی (حنبلی/شافعی/حنفی؟), شیعه, اسماعیلی , پروتستانت, سیک, هندو, بودایی, کاتولیک.
این ترکیب جان می دهد برای بحث های عقایدی. ولی اصولا طرفداری ندارد. حیف.
باز کریستین تو این چیزها مشتاق تر است. بقیه که اصولا طبق همان حرف : "هر کی هر جور راحته " جای بحثی نمی بینند.

---
از وقتی به این جا امدیم , نوع تلفظ کردن اسمم فرق کرد. (من همچنان تلفظ صحیح اسمم را استفاده می کنم, ولی از ان جایی که اسم فاطیما کلا اسم شناخته شده ای در این جامعه هست , اکثرا با شنیدن "فاطمه" خودشان به سمت فاطیما می روند و از ان جایی که این تلفظش برایشان راحت تر است , از این استفاده می کنند)
سه مدل مختلف تلفط می کنند:
فاطمیا
فَطیما
فََ-ایما
این اخری برای این است که اصولا در برخی لهجه های (دهاتی؟) بریتیش ها "ت" را می خورند و به جایش "اِ" می گویند.
اکثرا البته اسمم را فَطیما صدا می کنند.
کمی تا قسمتی عادت کرده ام ولی هر بار که می شنوم کسی با این اسم صدایم می کنند احساس می کنم که خودم نیستم.

دوشنبه 23 مهر 1386


عیدتان مبارک

روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست


در سیستم قبلی میهن بلاگ می توانستیم تبلیغات را غیر فعال کنیم. ولی در این سیستم جدید چنین امکانی وجود ندارد. خیلی هم بدجا است. البته بعد از چند ثانیه می رود).

ادامه مطلب...

پنجشنبه 5 مهر 1386

+7 اکتبر: راه پیمایی امسال روز قدس لندن.
اینم دو تا عکس از راه پیمایی پارسال:




+داریم روی پل وست-مینستر راه می رویم. همه مان خارجی هستیم و و هر کدامان از یک گوشه متفاوت کره زمین! روبه روی مان مجلس عوام و اعیان جزیره ملکه ایناس. هنگ کنگیه می گه:" تو این ساختمون چند صد ساله که دارن برای زندگی ادم ها و کشورها تصمیم می گیرن . تو این ساختمون قشنگ چه تصمیم های زشتی می گیرن. "
و من دارم به این ساختمان نگاه می کنم...و یادم می افتاد که در هفته دفاع مقدس هستیم........

رسیدیم به ایستگاه مترو. از پله ها پایین می روم. یهو یاد عباس و حاج کاظم اژانس شیشه ای می افتم.شاید چون می خواستند بیایند لندن. نمی دانم....
قطعه شهدا /شهید گمنام/ جانبازان/ مفقودالاثر/اسرا/خانواده شهید و....و من هیچی نمی فهمم...

---

تا حدودی می شناسمش.از خوجه های اثنی عشری هستند. بیش از نیمی از قران را حفظ است.تو بحث با سنی ها هم خیلی موفق بوده ان قدر که تا وقتی تو نمازخانه باشد سنی ها بحثی را برای زیر سوال بردن شیعه ها شروع نمی کنند. دو سالی بود عقد کرده بودند. خودش این جا و همسرش کانادا. درسش را ترم پیش تمام کرده بود و تابستان هم ازدواج کرد, به سبک خوجه ها در مسجد.
الان هم سوریه هستند و قرار است یک سالی ان جا زندگی کنند برای فراگرفتن زبان و ادبیات عرب. می گفت "باید" عربی را کامل بلد بود. قرار است بعدش برگردند لندن و 3-4 سالی این جا باشند. کار کنند و خرج زندگی شان را تامین کنند و هم این وسط روی فارسی شان هم کار کنند. البته الان هم فارسی را تا حدودی بلد است. ازش پرسیدم از روی علاقه به دنبال یادگیری فارسیه؟ جواب داد که قبل از علاقه برایش حکم تکلیف دارد. من هم اصلا متوجه حرفش نشده بودم. تکلیف؟ تا این که گفت خوش به حالت که فارسی بلدی. ان همه کتاب تخصصی و علمای بزرگ فعلی فارسی هستند. کاش می شد ان همه کتابی را که شما ها دست رسی دارین ما هم داشتیم. خلاصه می خواهد فارسی اش را هم کامل کند.چون به قول خودش زبان شیعیان است و حجم زیادی ازکتاب ها و علوم شیعی به فارسی است پس برای یک شیعه لازم است که فارسی بداند تا هم بتواند از منبع های مختلف استفاده کامل را ببرند و هم این که اگر بشود این کتاب ها را به زبان های دیگر هم ترجمه کنند تا برای همه شیعیان قابل استفاده باشد.
خلاصه قرار است بعد از ان 3-4 سال بروند مقصد بعدی. کجا؟ قم. هر دو می خواهند بروند حوزه و دروس حوزوی را بخوانند.و یک سالی هم مشهد در جوار امام رضا ع باشند. و بعد از اتمام این دوره برگردند و کار تبلیغ را شروع کنند. این را که گفت خیلی خوشحال شدم. چون مطمینم تو این کار هم موفق خواهد بود. و چه قدر به امثال این ها در جوامع غربی نیاز داریم.

امثال این ها برای کار تبلیغ خیلی خیلی بهتر هستند تا کسانی که مثلا از ایران می ایند. دلیلش هم واضح است. بزرگ شده همین جوامع هستند. با همه چیز این جامعه اشنایی دارند. نیاز همه قشر شیعه های خارج را می شناسند. می دانند اون جوان شیعه ای که الان دچار بی هویتی شده دنبال چیه . و تسلط به زبان انگلیسی هم خودش حسن بزرگی است که ایرانیان ندارند. نیاز شیعیان خارج را می دانند و هم این که به دلیل همان اشنایی با جامعه خیلی راحت تر میتوانند با غیر مسلمانان هم رابه با قرار کنند .

+خوجه ها: این ها اصالتا هندی هستند. اما چندین نسل قبلشان به کشورهای افریقای شمالی مهاجرت کردند (کنیا/تانزانیا/...) و بعد از ان جا به کانادا و امریکا و اروپا. کلا در غرب جامعه موفقی دارند. هم از نظر اکادمیک و هم شغلی . و یک خصلت خیلی خوبی که بینشان رایج است این است که در راه گسترش تشیع خیلی خرج می کنند . طبیعتا از پول جیب خودشان. خیلی از کارهای انجمن اهل بیت دانشگاه را هم دست بچه های خوجه است. کلاشیعیان موفق و فعالی هستند. همین چند ملیتی بودنشان باعث شده که هویت خودشان را در شیعه بودن بیشتر جستجو کنند و از این رو اصولا فعال تر هستند.

پ.ن: افطاری انجمن اسلامی(به ریاست وهابی ها) دانشگاهمان روز 19 رمضان است. مدام می گویند که حتما بیایید که بهترین افطاری تان خواهد بود. کلی تدارکات و برنامه های خوش و خرم هم گذاشته اند. بک روز به یاد ماندنی و خوش!ته دلم این حس را دارم که انتخاب این تاریخ بی دلیل نبوده...

ماه رمضان

سه شنبه 27 شهریور 1386


می دانم که سلام کردن بسیار سفارش شده ولی این قدر این سلام کردن از روی عادت انجام می شه که خیلی تاثیرش را نمی بینم. اما وقت هایی هست که دارم در خیابان راه می روم واز روبه رو یک خانم مسلمان محجبه هم دارد می اید خیلی پیش امده که ان خانم بگوید: السلام علیکم.
اوایل برایم این کارشان عجیب بود!! چون تجربه اش را در تهران نداشتم که همین جوری هنگام راه رفتن در خیابان یک غریبه بهم سلام کند.

ولی همین شنیدن سلام و جواب سلامی که می دهم کلی انرژی مثبت به همراه دارد! به خصوص در راه برگشت به خانه از دانشگاه. که کلی خسته و بی حوصله دارم راه می روم و بعد یک دفعه بدون این که منتظر باشم کسی می گوید سلام علیکم. خیلی می چسبد. و همین که جواب می دهی و علیکم السلام ان احساس تنهایی را فراموش می کنی. حداقل برای چند دقیقه تمام فکر و ذهنم مشغول بررسی این سلام کردن می شود. و انگار باورت می شود تنها نیستی.

اکثر کسانی که بدین شکل در خیابان سلام می کنند سومالی یایی ها و سودانی ها هستند. و بعد خانم های مسن تر عرب . البته مردان هم به مردان سلام می کنند ولی گویا بیشتر بین زنان رسم است.

در دانشگاه هم که بین مسلمانان رسم است که حتما به هم سلام کنند : السلام علیکم و علیکم السلام.(منظورم این است که از Hello , Hi ,.. استفاده نمی کنیم.)و همین خیلی به ادم روحیه می بخشد وقتی که در جایی هستی که بویی از اسلام نبرده و همیشه یک احساس بیگانگی داری.
جز السلام علیکم از الحمدالله و انشاالله و جزاکم الله خیرا هم استفاده می کنیم. (یعنی در هنگام صحبت با مسلمانان از واژه های انگلیسی شان استفاده نمی کنیم). خلاصه این که همین خیلی روحیه بخش است.

الان هم که در ماه مبارک هستیم, پیش می اید که دم افطار مسلمان ها به همدیگر خرمایی شکلاتی چیزی بدهند. مثلا در اتوبوس و یا مترو و همین جوری در خیابان می ایند و تعارفت می کنند. و این که چیز دیگری که در این ماه می بینم اینه که- در مترو به خصوص- یک مسلمانی دارد قران می خواند.
دیدن این صحنه ها حقیقتا انرژی مثبت است. همین که احساس تنهایی است کمتر می شود خیلی کمک حال ادم است.

در ماه مبارک هم که در نمازخانه های دانشگاه بساط افطار روبه راه است و کلی هم خونه دوستان دعوتیم و مراکز ایرانی هم هر شب افطار می دهند و کلی برنامه های مختلف دیگر. خلاصه این که حقیقتا برکت این ماه را می بینم.( وقتی تو جایی باشی که از اسلام بویی نبرده خیلی راحت تر می شود اهمیت خیلی چیزها را پی برد. چون به چشم می بینی شان و خودت هم حسش می کنی. مثل همین تاثیر سلام کردن ها و غیره)

امسال هم اقای فاطمی نیا قرار است که برای این ماه مبارک این جا باشند که هنوز گویا نیامده اند.پارسال اقای دکتر میرباقری این یک ماه را مهمان لندن بودند و هر شب سخنرانی داشتند و کلی استفاده کردیم.

در ضمن راه پیمایی روز قدس امسال 7 اکتبر است. انشاالله بعدا در این مورد بیشتر بنویسم.

پ.ن: اللهم رد کل غریب


سیگار

پنجشنبه 14 تیر 1386

از اول ماه جولای قانون anti-smoking رسما و قانونا اجرا شد. در این طرح جدید در همه اماکن عمومی سیگار کشیدن ممنوع است . قبل از این طرح هم خیلی جاها سیگار کشیدن ممنوع بود ولی این بستگی به خود ساختمان داشت مثلا پاساژها و مغازه ها همه ممنوع بودند و برخی شرکت ها و ادارات. حالا همه حتی شرکت های خصوصی هم شامل این طرح می شوند. حالا سیگار کشیدن در قهوه خانه ها , پاب ها و رستوران ها و کافی شاپ و ایستگاه ها اتوبوس و ....هم ممنوع است. به نظر من اقدام خیلی خیلی خوبی است. البته مثل همیشه یک سری مخالف هم دارد. کسانی که می گویند با این کارها داریم به سوی یک Nanny state می رویم .
اما چند سوال هنوز بی جواب مانده و یکی اش این است که هدف از این کار واقعا چیست؟ ایا واقعا به خاطر سلامتی جامعه دست به این اقدام زده اند ؟ و یا نه , چون اکثر سیگاری ها بعد از 20-30 سال سیگار کشیدن دچار COPD می شوند و هزینه درمان و معالجه و بیمارستان این بیماران زیاد است و وزارت بهداشت هم که همیشه با کسری بودجه مواجه است , پس با این کار دلشان برای مردم نسوخته و بیشتر دنبال این هستند که خرج NHS را کم کنند؟

به هر حال در هر دو صورت این طرح فوق العاده خوبی است. مخصوصا برای کسانی که سیگاری نیستند چرا که هر روز می شنویم که passive smoking هم بی خطر نیست . و واقعا چرا باید با سیگار کشیدن برخی افراد سلامتی دیگران هم به خطر بیافتد؟

---
از چند سال قبل -دقیق یادم نیست - قانونی اجرا شد که شرکت های دخانیات مجبور بودند روی پاکت های سیگار , جمله" Smoking Kills" را درج کنند . مشابه این قانون در ایران هست؟
---
این جا سیگار خیلی گران است. یک پاکت سیگار نزدیک 4 پوند است(دقیقش را نمی دانم و هیچ وقت هم توجه نکرده ام راستش) و گران بودنش هم به خاطر مالیات بالایی است که شرکت های دخانیات باید به دولت بدهند. خلاصه سیگار کشیدن برای دولت این جا چیز سود اوری بود. ایران هم مالیات دخانیات بالاست؟
---
تقریبا یک سال پیش NHS تبلیغات گسترده ای برای اگاه کردن مردم از خطرات سیگار شروع کرده بود. تبلیغ هایی که واقعا نگاه ادم را جلب می کرد. من شخصا فکر می کنم ایده شان خیلی خوب بود.
این یکی از سه عکس مورد استفاده در ان تبلیغ هاست: (دو عکس دیگر در ادامه مطلب است. )



---

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.

ادامه مطلب...

  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :